زندگی از آنچه که می اندیشی زیباتر است

خانـ ه لینـ ک ایمیـ لـ پروفایـ لـ طـراح

میان تمام نداشتن ها دوستت دارم...

شانس دیدنت را هر روز ندارم

ولی دوستت دارم...

وقتی دلم هوایت را میکند 

حق شنیدن صدایت را ندارم 

ولی دوستت دارم...

وقتهای که روحم درد دارد و میشکند

شانه هایت را برای گریستن کم دارم 

ولی دوستت دارم...

وقت دلتنگی هایم 

 آغوشت را برای آرام شدن ندارم

...ولی دوستت دارم

آری همه وجودمی ولی 

هیج جای زندگیم ندارمت

و میان تمام نداشتن ها 

بازم با تمام وجودم

...دوستت دارم

 

 

 

 

 

♥ چهارشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۴ 9:59 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

از جدایمان برای هر کسی که گفتم...

حق را به من داد!

اما...

اینها نمیدانند

من حق را نمیخواهم 

حق که برای من "تو" نمیشود...

♥ دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۴ 9:19 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

هـر وقت ڪسے
مخاطب قرارم مے دهد
و مے گویـد :
" تو بہترینے ..
فوق العاده اے ..
خوش بہ حال اطرافیانت " ..

صدایے آشنا در مـלּ زمزمہ مے ڪند :
"جدے نگیـر ...
تـو همانے هستے ڪہ یڪے ..
روزے ..
جایے ...
تـو را نخواست ..
براے هیچ وقت

♥ چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ 21:31 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

غمگين ترين درد "مرگ"
نيست،
دلبستگي به كسی است كه بداني "هست "
اما.....
" اجازه ي"
بودن در كنارش را نداري....

♥ چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ 21:30 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

یادِته گُفتی
میکُشمت اَگه بِری...
یادِته گفتی
فَقَطُ فَقَط مالِ خودَمـی
یادِته می گُفتی
دیوونه یِ خَنده هامی
یادته بُغض می کردم
وقتی دیر می کردی،
می گُفتی اِی جان
چه خوشگل میشی اینطوری
از این به بعد همش دیر میام
یادِته اون هَمـــــــــــــــه خاطِره رو؟؟؟
یادِته دوسِت دارَم هایی که
دَمِ گوشم می گفتی؟؟؟؟
اَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَه ....
معلومه ک یادِت نیس
اما من اینارو یادمه
و هر روزُ هر روز آه میکشم
تنها بودن قدرت می خواهد ،
و این قدرت را کسی به من داد ،
که روزی می گفت تنهایت نمی گذارم.

♥ چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ 16:59 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

میترسم…

میترسم آنقـــدر دوستت بدارم!
که …
خدا هم شک کند...
که …
آغاز "عشق" از آدم و حوا بوده
یا از مــا ؟!

♥ چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ 16:58 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥


حاﻻ ﻧﻮﺑﺖ ﻣﻨﻪ ......ﺳﺎﻗــــــﯽ ﺑﺮﯾﺰ ...!!ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﺭﻓــــــــــــﻖﺍ؟؟؟ﭘﯿــــﮑﺎ ﺑﺎﻻ ...!!ﺑـــــﺰﻥ ...!!ﺑﺴﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻧـﺎﯾﯽ ﮐـﻪ ﺻـﺪﺍﺷـﻮﻥ ﺁﺭﻭﻣﻤﻮﻥﻣـﯿﮑﻨﻪ,ﻧـﮕﺎﻫﺸﻮﻥﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﻣﻮﻥﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﻤــﻪ ﺍﻭﻧـﺎﯾﯽ ﮐـﻪ ﻗـﺒﻸ ﺑـﻮﺩﻥ,,ﻭﻟﯽ ﺩﯾﮕــﻪﻧﯿﺴﺘــﻦ ﭼﻮﻥ ﺩﯾﮕـﻪﺍﻭﻧــﺎﯾﯽ ﻧـﯿﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﻗـﺒﻸ ﺑـﻮﺩﻥ ...!!!ﺳـﻼﻣـﺘﯽ ﺭﺩ ﭘـﺎﻫﺎﯼ ﺭﻭﯼ ﻗــﻠﺒﻤﻮﻥ، ..!!ﺑﻪ ﺳـﻼﻣـﺘﯽ ﺍﻭﻧـﺎﯾﯽ ﮐـﻪ ﺑـﺮﺍﯼ ﺭﻓـﺘﻦ ﺍﻭﻣــﺪﻩﺑـﻮﺩﻥ ...!!ﺳـﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻣﺎﻝ ﻣـﺎ ﺑـﺸﻦ ﻭﻟﯽﺟـﻠﻮ ﭼـﺸﻤﻤﻮﻥ ﻣـﺎﻝ ﯾـﮑﯽ ﺩﯾﮕـﻪ ﺷﺪﻥ ...!!ﺳـﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻧـﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺁﺭﺯﻭ ﺑـﻮﺩﻥ ﻭﻟـﯽ ﺭﻭﯾـﺎﺷـﺪﻥ ....!!ﺳـﻼﻣـﺘﯽ ﺍﻭﻧـﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﺮﭼﻘـﺪﻡ ﺑﯽ ﻣﻌـﺮﻓﺖ ﺑـﺎﺷﻦﺑـﺎﺯﻡ ﺩﺭﮔﯿﺮﺷﻮﻧﯿـﻢ .حالا ب سلامتی خودم ک بخاطرتوقیدبهترازتوروزدم...!!ب سلامتی خودم ک اگه دروغی هم گفتم بخاطرترس ازدست دادنت بود...!ب سلامتی خودم ک درمورد احساسم دروغ نگفتم...ب سلامتی خودم ک ی چیزایی درموردت شنیدم ک خیلی تحملش سخت بودب روت نیاوردم اخه باورم نشد...

 

 

 

 

♥ چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ 16:54 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥


ﻣﻨﺘﻈﺮﺕ ﻣﮯ ﻣـــﺎﻧﻢ

ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾــﮯ ﮐﮧ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﻧﻤـــﯽ ﺁﯾـﮯ ...

ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺒﻬﺎﯾـــﮯ ﮐﮧ ﻣﯿﺪﺍﻧــﻢ

ﭼﺸﻤﻬــﺎﯾﺖ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﻫــﺎﮮ ﺁﺳﻤـﺎﻥ ﻛﺴـﮯ ﺍﺳﺖ

ﮐﮧ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺩﻭﺭﺗﺮ ﺍﺯ ﻣــﻦ

ﺑـﮧ ﺗـﻮ ﺧﻮﺍﻫـــﺪ ﺭﺳﯿﺪ ...

ﻣﻨﺘﻈﺮﺕ ﻣــﮯ ﻣﺎﻧـﻢ،

ﮐﻨﺎﺭ ﺑﻮﺳـﮧ ﻫﺎﯾﮯ ﮐﮧ ﻃﻌﻢ  ﺣﺴﺮﺕ ﻣـﮯﺩﻫﻨﺪ

ﻭ ﺧﻮﺍﺑﻬــﺎﯾﮯﮐـﮧ ﺳﺮﺷﺎﺭﻧﺪ ﺍﺯ ﺧﯿــﺎﻝ ﺁﻏﻮﺷـﺖ ...

ﻣــﻦ تمام ﻓﺼﻠﻬﺎ ﺭﺍﺑﯿﺘﺎﺏ تو می مانم

حتی اگر سالها بعد در آغوش یک غریبه باشم...

♥ پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ 13:17 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

ﯾـ ـﻪ ﺯﻣـ ـﺎﻧﮯ  ﻗﺸـ ـﻨﮕﺘـ ـﺮﯾﻦ ﺍﺗﻔـ ـﺎﻕ زنــــــــــدگیم

ﺍﻓـ ـﺘﺎﺩﻥ ﺍﺳﻤـ ـﺖ

ﺭﻭﮮ  ﺻﻔـ ـﺤﻪ ﮮ  ﮔـ ـﻮﺷﯿﻢ ﺑـ ـﻮﺩ...

ﺍﻭﻧـ ـﻢ ﺍﺯﻡ ﮔـ ـﺮﻓﺘـ ـﮯ ....

♥ پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ 13:13 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥



میشکنم

بغض میکنم

ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ

ﻭﻗﺘﯽ که می بینم

ﺍﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ

ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ

ﻫﺮﺭﻭﺯ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﯿﮑﻨﻢ .

دست هایی که مال من بود

دست هایی که حق من بود

حقم را باید کف دستم میزاشت

نه روی بدن رقیبم

♥ پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ 13:8 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

حس میکنم دنیاخالیست!!!

مگر تو  چندنفربودی...؟؟؟

لعنتی دوست داشتنی...

♥ دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ 18:53 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥


عاشق هوس های عاشقانه با توام


دست هایت را به من بده


به جهنم که مرا به جهنم میبرند بخاطر عشق بازی با تو!!!!

 

تو خود بهشتی...

 

♥ پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ 19:8 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

هی غریبه....

رو کسی دست گذاشته ای که همه ی دنیای من است

بی وجدان انقدر راحت به او نگو"عزیزم"

 

♥ دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ 11:26 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

خداوندا کفر نمی گویم

پریشانم

چه میخواهی تو از جانم؟

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی

خداوندا تو مسئولی

خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است

چه زجری می کشد آن کس که از احساس سرشار است

خداوندا تو تنهایی و من تنها

تو یکتایی و بی همتا

ولیکن من نه یکتایم نه بی همتا

فقط تنهای تنهایم...

 

♥ دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ 10:59 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥
 

 

 

 

مـــــــــــــــرد کـــــــه باشــــــــی بایــــد :

برای هضم دلتنگی هایت قدم بزنی و با نگاهت با سنگ فرش خیابان ها و پیاده روها 
حرف بزنی …

 

برای حجم تلخ بی کسی هایت سکوت کنی …

 

شانه هایت را پناه گریه اش کنی و در عوض دست هایمردانه اتسرپوش 
اشک هایت باشد …

 

اما …
گــــــــریه نکن !

 

محکم باش !
مانند دستانت … مثال شانه هایت …

 

آخر تومَردی
مــــــــــرد کـــــــــه گـــــــــریه نمی کنــــد !

 

♥ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ 21:57 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

رفیقه من اگه یه روز مردم دیدی تابوتم رو شونه های مردمه،اگه نمیام پایین نوکریتو کنم به دل نگیری ها!حلالم کن.به خدا قول میدم همین یه بار ازت بالاتر باشم بعدش دیگه همیشه خاکه زیر پاتم.........

 

 

 

 

♥ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ 21:39 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

لمسِ تن تو
شهوت است و گناه
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد
داغیِ لبت ، جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند
هم آغوشی با تو ، هم خوابگیِ چرک آلودی ست
حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد…
فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس
خاتون من
حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ،
یک بوسه یک نگاه حتی ـ حرامم باد
اگر تو عاشق من نباشی…

♥ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ 13:16 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

از تنگنای محبس تاریکی

از منجلاب تیره ی این دنیا

بانگ پر از نیاز مرا بشنو

آه ای خدای قادر بی همتا

 

یکدم ز گرد پیکر من بشکاف

بشکاف این حجاب سیاهی را

شاید درون سینه ی من بینی

این مایه ی گناه و تباهی را

 

دل نیست این دلی که به من دادی

در خون تپیده آه رهایش کن

یا خالی از هوا و هوس دارش

یا پای بند مهر و وفایش کن

 

تنها تو آگهی و تو می دانی

اسرا آن خطای نخستین را

تنها تو قادری که ببخشایی

بر روح من صفا ی نخستین را

 

آه ای خدا چگونه تورا گویم ؟

کز جسم خویش خسته و بیزارم

هر شب به آستان جلال تو

گویی امید جسم دگر دارم

 

از دیدگان روشن من بستان

شوق بسوی غیر دویدن را

لطفی کن ای خدا و بیاموزشش

از برفق چشم غیر رمیدن را

 

عشقی به من بده که مرا سازد

همچون فرشتگان بهشت تو

یاری به من بده که در او بینم

یک گوشه از صفای سرشت تو

 

یک شب ز لوح خاطر من بزدای

تصویر عشق و نقش فریبش را

خواهم به انتقام جفا کاری

در عشق تازه فتح رقیبش را

 

آه ای خدا که دست توانایت

بنیان نهاده عالم هستی را

بنمای روی و از دل من بستان

شوق گناه و نقش پرستی را

 

راضی مشو که بنده ی ناچیزی

عاصی شود به غیر تو روی آرد

رضی مشو که سیل سرشکش را

در پای جام باده فرو آرد

 

از تنگنای محبس تاریکی

از منجلاب تیره ی این دنیا

بانگ پر از نیاز مرا بشنو

آه ای خدااااااای قادر بی همتا

♥ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ 12:48 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥
 تقدیــــم دختران سرزمینم 


ﺩﺧﺘــــﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﭼﻨﺪ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﻔﻬﻮﻣﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ :

ﻋﺸﻘﻢ ... ﻋﺰﯾــﺰﻡ ... ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ ...


ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﺣﺘـــﯽ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺻﻮﺭﺗﺖ ﻫﻢ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ،


ﺍﻭﻟﯿــﻦ ﭼﯿﺰ ﻣﻬﻢ


ﻫﯿﮑﻠﺖ ﺍﺳﺖ؛ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻟﺒﺎﺳﻮ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ...


ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻣﻔﻬﻮﻡ " ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﯾﻨﺎ ﻣﯿﺮﻥ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ " ﺭﺍ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﭼﯿﺴﺖ ...


ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ... ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺕ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ...


ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺭﯾﺎ ﻧﺜﺎﺭ ﻫﺮ ﺍﺣﻤﻘﯽ ﮐﺮﺩﯼ ...


ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺯﯾﺒﺎﯾﺖ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﻧــﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﯿﺴﺖ ...


ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺗﺎﺭﻫﺎﯼ ﻣﻮﯾﺖ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺷﮏ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺭﻭﺳﺮﯼ


ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﻧﺪ ...


ﺗﻮ ﻧـــﺘﺮﺱ ﻭ " ﺯﻥ " ﺑــﻤﺎﻥ ... ﻧﺘﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﻬﻤﺖ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﻬﺮ ... ﮐﻪ ﺍﮔﻪ


ﺑﺘﺮﺳﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺭﻓﺘﻪ "ﺯﻥ " ﻣﺮﺩﻧﻤﺎ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﻭ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺩﺭ


ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭﺍﻧﮕﺮﺩﺍﻥ ...


ﭘﺲ ﺑﺰﺍﺭ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﻫﺮﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ...


ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻼ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﺩﻟـــﺶ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯿﺴﻮﺯﺩ ...


ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ


ﺷﻮﻧﺪ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﻧـــﺸﺪﻩ ﺍﻧﺪ


ﺩﺧﺘﺮ ﺣﺮﻣﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﻪ ﻟـــﺬﺕ ...


ﻣﯿﻔـــَﻬﻤﯽ ﺣِﺴــَﻤﻮ؟

♥ چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ 21:43 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

 

گوش کن رفیق میخواهم برایت دختر بودن را تعریف کنم!

دختر بودن یعنی شالت افتاد

دختر بودن یعنی سوال مسخره من وکیلم؟
... ...
دختر بودن یعنی عکس کیه تو گوشیت

دختر بودن یعنی این چی پوشیدی گمشو عوض کن

دختر بودن یعنی آرزوی سفر مجردی رو به گور بردن

دختر بودن يعني الگوي خياطي وسط مجله هاي مسخره

دختر بودن یعنی خوشگله میشه برسونمت

دختر بودن یعنی همون که یه روز میره گل بچینه , میره گلاب بیاره تا بدن با اجازه بزرگترا ...

دختر بودن يعني هموني باشي كه مادر و خاله وعمه ت هستن

دختر بودن یعنی 100 تا سکه کمه , من دخترم رو زیر 150 تا نمیدم

دختر بودن یعنی آبجی لباس های مارو شستی؟

دختربودن يعني " برو تو ، دم در واي نستا"

دختر بودن یعنی وسطه سریال بهت بگن پاشو چای بیار

دختر بودن يعني حق هر چيزي رو فقط وقتي داري كه تو عقدنامه نوشته باشه

دختر بودن يعني كله قند و لي لي لي لي ...

دختر بودن یعنی اول ناموس پدر و برادر بعد هم ناموس شوهر !

دختر بودن يعني " دخترو چه به رانندگي ؟ "

دختر بودن یعنی کتک های داداش

دختر بودن يعني " شنيدي شوهر الناز واسه ش يه سرويس طلا

خريده 80 ميليون ؟"

دختر بودن يعني "خوب به سلامتي ليسانس هم كه گرفتي ديگه بايد شوهرت بديم"

دختر بودن یعنی سیگار کشیدن = فاحشه بودن

دختر بودن یعنی تابستون با یه لباس تا خرخره

دختر بودن یعنی ساعت 8 شب دیروقته کجایی بیا خونه

دختر بودن يعني نخواستن و خواسته شدن

دختر بودن یعنی کلی عروسک که یه دفعه میگن بزرگ شدی بسه جمعشون کن

دختر بودن یعنی پسر حسن آقا ریس یه کارخونه شده میدونی؟

دختر بودن يعني "كجا داري ميري؟"

دختر بودن یعنی تو دریا با لباس بری

دختر بودن یعنی ذلیل بشی آبروم رفت دگمه هاتو ببند

دختر بودن یعنی پسر همسایه , پسر فامیل , پسر دانشگاه در به در دنبال پیدا کردن فیسبوکت باشن تا یه کرمی بریزن

دختر بودن يعني " تو نميخواد بري اونجا ، من خودم ميرم "

دختر بودن يعني "كي بود بهت زنگ زد؟! با كي حرف ميزدي؟"

دختر بودن یعنی " از پدرت اجازه گرفتی؟"

دختر بودن یعنی بهت بگن خیلی خودسر شدیا!

دختر بودن یعنی با لباس سفید اومدن با کفن رفتن !

دختر بودن یعنی تباه شدن زندگیت واسه " حرف مردم"

دختر بودن یعنی فراموش کردن آرزوها

دختر بودن یعنی حق نداری به انتخاب خود تصمیم بگیری....

دختر بودن يعني اجازه گرفتن واسه هرچي ، حتي نفس كشيدن...

دختر بودن یعنی دفن شدن در زندگی....

 

 

 

♥ چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ 21:38 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

 

 

عشقت را پنهان میکنی که 

 

مردانگیت خدشه دار نشـــود !

 

 

 

 

اخـــم میکنی که 

 

 

 

 

مهربانیت را پنهـــــان کنی!

 

 

 

 

مــــرا شـــما خطاب میکنی که

 

 

 

 

هوایی نشَوم !

 

 

 

 

امــــا نمیدانـــی !

 

 

 

 

نمیدانی کــه چقـــدر اینهـــا به تـــو می آید !

 

 

 

و من دیــــوانه تـــر میشوم

 

 

♥ چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ 21:24 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

 

صدا میكنم " تــــــــــــو " را...

این "
جانی " كه میگویی جانم را میگیرد...!

نزن این حرف ها را

دل من جنبه ندارد

موقعی كه نیستی....

دمار از روزگارم در می آورد...

 

 

♥ دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ 17:5 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

 

آدمی که دلتنگ است…

هیچ حرفی حالی اش نیست…

آی آدمــــــــــــها برایش  فلسفه نبافید

 

 

♥ دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ 16:47 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

 

میگفت در آغوش دیگری نفس نفس نخواهم زد !

 

راست میگفت ، لعنتی ” له له ” می زد

 

♥ پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ 0:5 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

 

خیلی سخته  بعداز چند سال تازه بفهمی دوست داشتنش

دروغ بوده ولی بازم بهت بگه دوستت دارم.


خیلی سخته  وقتی که می خوابی طعم مرگ رو بچسی

ولی صبح که چشماتو باز میکنی ببینی هنوز زنده ای و یه روز

دیگه رو بایدباخاطراتش شروع کنی ولی اون دیگه پیشت نیست و انگار که هرلحظه کنارته


آخر تو پیش اون بودی و هیچوقت ندیدت این مثه اون میمونه

که تورو به گریه بندازه تا اون رو بخندونی ولی اون یکی دیگر رو خوشحال کنه.


خیلی سخته  بهت بگه دوستت دارم ولی نمی خوامت ،

میگن با یادش باید زندگی کرد ولی تا کی خوابش رو ببینی؟!!


میگن ناامید نشو ولی ناامیدی وتنهایی و گریه تنها هدیه ای بود

که اون بهت داده ولی تو تمام زندگیت رو بهش دادی.


خیلی سخته  بهش دل ببندی ودلتو بشکونه ، توام میتونستی

دلشو بشکونی ولی این کار رو نکردی چون خیلی دوستش داشتی.


خیلی سخته  بزرگترین آرزوت مرگ باشه ولی اون بتونه

با یار تازه رسیدش خیلی راحت زندگی کنه


بعد کل ثروتت که عشقت بوده با کاخ آرزوهات یه جا خراب

شه اونوقت زیر اوره بی مهری وتنهایی از فقر محبت

ودوست داشتن تا آخر عمر بشینی وزار زار گریه کنی


چقدر سخته  از ترس اینکه مردم بهت نخندن و فکر نکنن

که دیوونه ای نتونی درده دلتو به کسی بگی


چقدر سخته  آرزوت کسی باشه که حالا از این و اون

میشنوی هیچ اهمیتی واسش نداشتی حالا دیگه آرزوی نبودنش رو میکنی.


چقدر سخته  که وقتی یادت می یاد با شنیدن اسمش

دوست داشتی داد بزنی اما حالا با دیدنش چیزی جز عذاب نیست چون اون دیگر ماله تو نیست.


چقدر سخته  بعد چند وقت که میبینیش اشک تو چشات

حلقه بزنه ولی اشکات فقط واسه خودت مهم باشه.


چقدر سخته  جرائت هر کاری داشته باشی به امید اینکه

کوه پشتته ولی وقتی برگردی وپشتت رو نگاه کنی میبینی یه عمر پشتت به درهّ بوده.


حالام دیگه عشقش یکی دیگس

اصلا رسم بازی قایم موشک زمونه اینه که تو چشم بزاری

من تا قایم بشم تو یکی دیگه رو پیدا میکنی.


ای خدا!

همه این کارها رو تو کردی؛ به هرکی دل بستم تو دلمو شکوندی

هرجا لونه ساختم خرابش کردی

هرجا با دیدن کسی دلم آرامش گرفت اضطراب تو دلم انداختی

نمیدونم...

شاید این کارها رو کردی تا به غیر از خودت به کسی دل نبندم

به کسی غیر از خودت امید نداشته باشم

پس حالا که همه امیدم به توِ
ای خدا! ناامیدم نکن.

 

♥ یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ 12:56 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

 

 

شاید قانـــون دنیا همین باشد ……


تو صاحب ِ آرزویـــــم باشی کــه ...
 
شیرینــی تعبیرش برای دیگــــــریست

 

♥ شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ 13:49 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥
 

با همان سنگهایی که برایش سنگ تمام گذاشتم دلم را شکست

 

♥ شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ 13:40 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥
 

اینـــو آویـــــــــ ــــــــزه گوشت کــنـــــــــ ...!



مگـــه نخوآستــی بــــری؟!!



پس اینکــــه گــــریـــــــــ ـــــــه می کــــنم یــآ نـــهــــــــــ !

 



اینــکه شــــآدمـــــــ ــــ  یــــآ نـــهـ !

 

اینکـــه مواظــــــ ــــــــــ ــــــب خــــودم هستــــــــــ ـم یـــآ نــهــــــــــــ !



بـه خــودمـ  ربــــــــ ــــــط دآره



تـــو کـــه بـــه خــــواسته ات رسیـــــــــــ ـــــــــــدیــــــــــــ...

 

رفتــــــ ــــــــــ ـــــــ ـــــی... 


 
پس دیگــــــــه ســــ ـــآکت شو لعنتیــــــــــــــ.....

 

 

♥ شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ 13:35 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥
 

 

ميدوني چي بيشتر از همه آدمو داغون ميکنه :

اين که هر کاري در توانت هست براش انــــجام بدي ،

آخــــرش بـرگرده بگه :

مگه من ازت خواستم . . .

♥ یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ 12:12 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥

رو پاكت سيگار نوشته شده بود :

سيگار براي شما و اطرافيانتان زيان اور است !

تو دلم گفتم تو يه نفر اطراف من پيدا كن ،

من قول ميدم بخاطر اونم كه شده سيگار و ترك كنم ...

 

 

♥ یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ 12:10 بـ ه دستانــ فرشته ی زمینی ♥


طراح : صـ♥ـدفــ