زندگی از آنچه که می اندیشی زیباتر است

مغرورم....

مـَـغرورمــ ـــ !؟عـشقمــ ــ مـیـڪشہ .. ! 

تـنـہــ ـامــ ــ !؟ بہ פֿـوכمــ‌ ــ مـربـوطہ .. !

از بـعـضےـآ مـُـتـّـنفرمــ ــ !؟ פֿـوכِشوטּ פֿـوآستـטּ .. !

بـعـضےـآ رو فـرآمـوش ڪرכم !؟ حــ ـآفظہ ـے פֿـوכمـہ .. !

مـثـل بـَچہ هــ ـآ هـستمــ ــ !؟ כوس כآرمــ ــ .. !

لـجبــ ـآزمــ ــ !؟ عـّـ ـآرّه چــِـجــــــورَمــ ــ .. !

ڪینہ ایـَـمــ ــ !؟ بـہ شـُـمــ ـآ ربـطے نـכآاآاآاآاآره .. !

سـنگـــכِلـمــ ــ !؟ چہ بـہـتـر .. !

از مـَـטּ פֿـوشـِـتـــ نـمـیــ ـآכ !؟ مـگہ مـجـبـورتـــ ڪَرכمــ ــ !

قـراره مـثلہ تـو بــ ـآشـمــ ــ !؟ نـــــــ ـــــ ــــ ـــ ــ ـوچ .. !

قـآبـل تـحمل نیـستـمــ !؟ اجبـآرـے بہ تحملمــ نـیـستــ !

رآه بــ ـآز جــ ـآכّه כِراز .. ! هــــ ـــ ــ ـرّررّررّرـے ..

تــآ حـآلــآ بــﮧ هَــر چــے خــوآستَـم رسیــدَم . . .

هَــر چیزیَــم نَــנآرم بــدوכּ نَخــواستَـــم . . .

خُــلــآصــﮧ بفَهــم کُجــآیــﮧ کــآرے . .

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام تیر 1393 ساعت 21:36 توسط فرشته ی زمینی |


بهونه که می گیره...

بهونه که می گیره
نق که میزنه 
بی حوصله که میشه
یعنی دل تــــنــــگـــه 
قهر که می کنه
لوس که میشه 
یعنی بـــــــــــــــی تـــــابـــــــــــــه
یعنی کــــــــــم دارتت 
به همین سادگی !!!
زیاد پیچیده نیست 
فهمیدنِ حالِ زنی که عــاشق شده . . . 

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ساعت 19:7 توسط فرشته ی زمینی |


بانو...

کور باش بانو...

 

نگاه که میکنی میگویند "نخ داد"

عبوس باش بانو...

 

لبخند که میزنی میگویند " پا داد"

لال باش بانو...

 

حرف که میزنی میگویند "جلوه فروخت"

 

...شاید دست از سرمان بردارند...شاید...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ساعت 13:59 توسط فرشته ی زمینی |


در ذهن من...

دَر ذِهن ِ زَنـآنـﮧے مـَن ..

.مـَرد یـَعـنـے تـِکـیـﮧ گـآهـے اَمـن

یـَعـنـے بـوسـﮧ اے اَز روے دوست دآشتـَن

، بــِدون ِاَنـدَکـے شـَرم !

دَر ذِهـن زَنآنـﮧے مـَن ...

مـَرد یـَعـنـے کـوه بـودَن ..

 پـُر اَز سـِخـآوَت ،

 پـُر اَز حـَیـآے مـَردآنـﮧ دَر کـِنـآر ِ ایـن اُبـُهـَت

، لـوس شـُدَن ـهـآے کـودَکـآنـﮧ ! :)

دَر ذِهن ِ زَنـآنـﮧے خـوش ـبـیـن مـَن ...

مـَرد یـَعـنـے دوست مـےـدآرَمـِت ،

 تـو هـَر لـَحـظـﮧ بـآ مـَنـے!

تـو مـَردے ..مـَن بـے تـو بـآ تـَمـآم آفـَریـنـِش بـےگـآنـﮧاَم!

کـآفـےـست دَست ِ رَد بــِزَنـے!مـےـرَوَم پـے زِنـدِگـے اَم ،

 بـَرآے آرآمـِشَت تـآ بــِدآنـے چــِقـَدر مـُحـتـَرَم َـست ایـن

آسـآیــِشـَت ..

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ساعت 13:56 توسط فرشته ی زمینی |


روزی میرسد...

یه روزی میرسه زنگ میزنی بهم و میشنوی: مشترک مورد نظر در حال مکالمه است... این تلافی اون همه پشت خط موندنام...

 

ی روزی میرسه اس ام اس میزنی ک دلم گرفته و منم بهت هیچ جوابی نمیدم و بعد چند ساعت یه اس ام اس رایگان میدم ... این تلافی همه اون بیخیال بودنات...

 

یه روز میرسه ک زنگ میزنی و با بی میلی میگم: بعدا بهت زنگ میزنم ... این تلافی همه اون بی محلیات....

 

یه روزی میرسه ک بهم زنگ میزنی میگی عشقم و منم توی جواب بهت میگم عشقت نیستم... این تلافی روزایی ک بهم میگفتی عاشقت نیستم...

 

و در آخر ی روزی میرسه کی میگی دارم میمیرم و من میگم مزاحمت نمیشم راحت باش .... این تلافی روزهایی که مردم و بیخیالم بودی ..

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ساعت 18:36 توسط فرشته ی زمینی |


مرگ...

تصور کن روزی بهم

پیام بدی و جواب ندم!

زنگ بزنی و تعجب کنی چرا جواب نمیدم

و روزی دیگه زنگ بزنی و یکی از خانواده ام جواب بده بگه بفرمایید؟

و تو بگی کجایی؟؟!

بگه منظورت اون مرحومه؟؟؟؟

چیکار میکنی؟ داد میزنی؟ گریه میکنی؟

اونوقت میگه امروز 4 روزه دفنش کردیم

اون لحظه چی میــــــــگی؟

تا وقتی امروز کنارتم سعی کن دوستم داشته باشی

چون ممکنه روزی بیاد و من نباشــــــم...

دیروز یکی رو دفن کردن امروز یکی و فردا هــــم من....

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ساعت 17:46 توسط فرشته ی زمینی |


دلم...

دلم

دلــــــــم بــالکـــنــــی می خــواهــد رو بــه شــهــر . . .

و کــمـی بــاد خــنــکــــ و تــاریــکــی . . . !!!

یــک فــنجــان بــزرگـــــ قــهــوه . . .

یــکـــ جــرعــه تـ ـــ ـــو . . .

یــکـــ جــرعـه  مـ ـــن . . .

و ســکــوتـــی کــه در آن دو نـــگـــاه گـــره خــورده شــدن . . .

بـــی کــلام . . .

مـــیــدانــی . . . ؟

دلـــــم یــکـــ مـ ــن مـی خــواهــد بــرای تـ ــ ــو  . . .

و یـــکــ  تـ ــ ــو  تــا ابـــد بـــرای  مـ ــ ـن . . .

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم خرداد 1393 ساعت 13:21 توسط فرشته ی زمینی |


من زنم...

مـن یـک زنـم

هـر چـقدر هم تربیتم باعث تفاوت من با همجنسام شده باشه
مـن یـک زنـم


نیـاز دارم به مرد بودنـت


مرد بودن به این نیست که تو میگی فشار روته چون مردی و میخوای کسی باشه


مرد بودن به این نیست که از یه زن بخوای اجازه بده بهت که جز اون زن دیگه ایی به هر عنوان تو زندگیت باشه


مرد بودن اینه که اذیت هم که میشی بخاطر معشوقت تحمل کنی


حالا که تو اینجوری نیستی پس
من یه مـردم


تحمل میکنم اذیت شدن خودمو که تو اذیت نشی


تو هم هرکار دوست داری بکن عشق من


مـن یـک زنـم امـا مـردتـرم قـبول کن!!!

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم خرداد 1393 ساعت 13:17 توسط فرشته ی زمینی |


آرزوی محال...

خدایا...

من میدانم

تو هم میدانی

که شدنی نیست...

حتی اگر معجزه کنی

باز هم...

او یک آرزوی محال است...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393 ساعت 21:57 توسط فرشته ی زمینی |


لعنتی...

 

 

لعنتی

بند بند تنم پاره میشد

وقتی...

بند بند لباست را برایش باز میکردی

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393 ساعت 21:47 توسط فرشته ی زمینی |


فاجعه....

فاجعــــه یعنى…
آنقدر در تو غــرق شـــده ام
که از تلاقـــى نگاهـــم بادیگرى احســـاس خیانــت میـــکنم!!
عشـــق یعنى همین…

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393 ساعت 21:10 توسط فرشته ی زمینی |


خدیا اشتباه کردم...

خُـــدایـــا ! عَجـبـــ اشتبـــاهــی کـــردمــ کـِــه گفتـــمــ
خــودتـــ مــواظبــش بـــاش

تـــو بــَـرِش گــــردانـــ ، مـَــن خـــودمــ مـــواظبــش هَستــــمــ

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 ساعت 1:39 توسط فرشته ی زمینی |


کاش در کودکی میماندیم....

گاهی دِلَتــْــ از زَنانگـے مـے گیـرَد

میخواهــے کودَکــْ باشے

دُختـر بَچـه اے کــه بـه هَـر بَهــآنـه اے بـه آغوشـے پَنـاه مے بَـــرَد

و آسوده اشکــ مــے ریــزَد

زَטּ ،کـه باشـے

بایـد بُغضـهاے زیـادے رآ بــے صــدا دفــטּ کُنــے

+ نوشته شده در شنبه دهم خرداد 1393 ساعت 1:47 توسط فرشته ی زمینی |


دختر که باشی...

ﺩﺧﺘــــــــــﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻪ :

ﺩﻭﺳﺘـــــــــــــــــــــﺖ ﺩﺍﺭﻡ !

ﺑـﺎﺯﻡ ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ : ﺩﻭﺳـــــــــــــــﻢ ﺩﺍﺭﯼ ؟

ﻭ ﺗﻪ ﺩﻟﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯿﻠﺮﺯﻩ !

ﺩﺧﺘــــــــــﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭﻡ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺎﺷﯽ ،

ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﯿﺸﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﻣﯿﺸﻦ !

ﻫــﺮ ﻭﻗﺖ ﮐــﻪ ﺻﺪﺍﺕ ﻣﯿﮑﻨﻪ :

ﺧﻮﺷـــــــــﮕﻞﻡ

ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯿﺸﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﺯﯾﺒﺎﯾــﯽ !

ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺧﺘــــــــــﺮ ﮐــﻪ ﺑـﺎﺷــﯽ

ﻫﻤـــﻪ ﯼ ﺩﯾﻮﺍﻧــــــــﮕﯽ ﻫــﺎﯼ ﻋﺎﻟــﻢ ﺭﻭ ﺑـــــــــﻠﺪﯼ . . .

+ نوشته شده در شنبه دهم خرداد 1393 ساعت 1:43 توسط فرشته ی زمینی |


برای خلوت خودت زندگی کن...

برای خــــ✘ــــودت زندگی کن و لذت ببر ...

 

به جهنم که رفــــــ★ــــــت ، بی لیـــــდــــاقت بود

 

کسی که تو را دوست داشته باشد ، با تو میماند

 

برای داشتنت میجنگـــــ۞ـــــد

 

اما اگر دوستت نداشته باشد به هر بهانه ای مـــ✿ــــیرود

 

رفت؟ ؟ ؟

به درکــــــــஜــــــــ

n.jpg

+ نوشته شده در شنبه دهم خرداد 1393 ساعت 1:1 توسط فرشته ی زمینی |


بیچاره دلم....

آنقدر بـہ این روزهــاے تلخ عادتــ کرבه امـ

کـہ وقتے لبخنـــב مے زنمـ قلبمـ تیر مے کشـב

بیچــآره בلـــمـ چقـבر زود عادتــ مے کنــב

بــہ نبودن هر آنچہ کـہ مے خواستـــ ...

+ نوشته شده در جمعه نهم خرداد 1393 ساعت 11:54 توسط فرشته ی زمینی |


مرا دختر خانوم می نامند...

مــرا چدخـــتر خانـــوم مے نـامــند....

مــضمونــے که جذابیتــش نفــس گـیــر استــــ....

دنیاے دخترانه مـن...

نه با شمع...

نه با عروسـک معنــــا پیدآ نمــےکند!

و نه با اشک و افسون....

امــا تمام اینها را در بر مےگیــرد...

مــن....

نه ضعیفم نه
ناتـــوان.....

چـــرا که خداونـد مرا بــدون خشونت و زور و بـــآزو مے پــسندد.....

اشکــ ریـختـن ضعفـ مـن نیستـ ....

قدرت روح مــن است...
|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|
 
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم خرداد 1393 ساعت 11:56 توسط فرشته ی زمینی |


بوسه....

همه ی رژهای دنیا رو هم بزنی باز ترجیح میدهم لب هایت را با دندانهای خودم سرخ کنم

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ساعت 15:15 توسط فرشته ی زمینی |


دخترکم...

دخترکم برای کسی که برایت نمیجنگد نجنگ
...
چرا اشکهایت را هر روز پاک کنی

کسی که باعث گریه ات میشود پاک کن

دخترکم به سوی کسی که ناز میکند دست نیاز دراز نکن

بیاموز این تو هستی که باید ناز کنی

دخترکم تو زیباترینی

همیشه با این باور زندگی کن

خودت را فراموش نکن

شاید گریه یا خنده ات برای بعضی ها بی ارزش باشد

اما به یاد داشته باش

کسانی هستند که وقتی میخندی جان تازه میگیرند

دخترک من هیچگاه برای شروع دوباره دیر نیست

اشتباه که کردی برخیز

اشکالی ندارد

بگذار دیگران هر چه دوست دارند بگویند

خوب باش ولی سعی نکن این را به دیگران بفهمانی

کسی که ذره ای شعور داشته باشد خاص بودنت را در می یابد

زمستان است

زیاد میشنوی هوا دو نفره است

به درک که دو نفره است تنها قدم زدن دنیای دیگری دارد

دخترکم شاید شاهزاده را همه بشناسند اما باور داشته باش

برای پدرت تو ملکه هستی

گریه کرده ای ؟

رنج کشیده ای ؟

سرت کلاه رفت ؟

اذیتت کرده اند ؟

عیبی ندارد ، نگذار تکرار شود

گاهی تکرار یک درد دردناک تر است

احساس تو با ارزش است خرج هر کسی نکن

از تمام مردهایی که میبینی و متلک نثارت میکنند

از تمام مردان این شهر ممنون باش

ممنون باش که هر روز لطافت تو را

ظرافت تو را

زیبایت را یادآور میشوند

تو قدرتمندی که با تمام ضعیف بودنت در برابرت ناتوانند

آری ناتوانند

دخترکم تو با ارزشترین موجود زمین هستی

هیچ گاه فراموش نکن .

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ساعت 13:8 توسط فرشته ی زمینی |


ببخش...

ببخش . . .


ولی دلم مسافرخانه نیست !
که بیایی زیر سقفش چند روزی خستگی در کنی و بروی ؛


شهر بازی هم نیست !
که بیایی بازی کنی بخندی و هر وقت سیر شدی بروی ؛


میخانه هم نیست !
که هر وقت خمار بودی بیایی و هر وقت مست شدی بروی ؛


دل من همان دیوانه خانه ایست
که دیوانه هایش تا صبح بیدار می مانند تا طلوع ساحل را ببینند !


زیر باران چترهایشان را می بندند !


برای مرگ ماهی قرمز سال نو مراسم عزاداری می گیرند !


در جزوه هایشان به جای نکته های امتحانی پر از شعر های حافظ هست


برای لبخند عزیزانشان حاضرند تمام بغض هایشان را فدا کنند !


ببخش !

اما تنها وقتی می توانی ساکن دلم شوی ، که دیوانه باشی !!!

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم خرداد 1393 ساعت 12:34 توسط فرشته ی زمینی |


کاش میدانستی....

وقـتـی حـس میکـنم جآیــی در ایــن کرِه ی خآڪـی تــــــو نفس میکــشــی و مــــــن از هــمآטּ نفـس هآیتـــ ،،، نفس میکشم ! تـــــو بــآش !!! هـوآیتـــ ! بـویـتـ ! برآی زِنده ماندنم ڪـآفـــی است

+ نوشته شده در جمعه دوم خرداد 1393 ساعت 21:16 توسط فرشته ی زمینی |


فاحشه...


خـوش بـحآلـَت فـآحـشــہ ...


از هـمآن اوَل ميـבآنــے از تـو
چـہ مـے خوآهـَنـב ...

خـوش بـحآلـَت كـہ كسـے تـو رآ بآ حـَرف هآے عـآشـقـانـہ
خآم نمـے كـنـב ...

خـوش بـحآلـَت كـہ از هـمآن اوَل ميـבآنــے
آבم هآے كـنآرت

مـُوَقـَتـے هـَسـتـنـב وَ بآ طـلوع
خـورشيـב تـَركـَت مـے كـنـنـב ...

خـوش بـحآلـَت كـہ هيـچ وَقـت انـتـظآرَشان
رآ نمـے كشـے ...

وَ مـے دآنـے شآيـَב بـَرآے شـَب ديـگـَرشآن فـآحـشـہ
בيـگـَرے رآ

בر آغـوش
בآشـتــہ بآشـَنـב ...

مـَن فـآحـشـہ
نـَبوבم ،هـيـچ كـבام از ايـن هآ رآ هـَم نمــے בآنـستـَم ...

شآيـَב بـَرآے هـَمـيـن
اسـت كـہ حآلآ

مـَعشوقـہ مـَن هـَم בر آغـوش
تـو مــے خـوآبـَد...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393 ساعت 1:12 توسط فرشته ی زمینی |


بی تفاتی..

 

ادعایِ بی تفاوتی سخت است....
 
آن هم
 
نسبت به کسی که
 
زیباترین حس دنیا را با او تجریه کرده ای....

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 ساعت 18:55 توسط فرشته ی زمینی |


حسرت خواهی خورد...

 

یـــــــــه روز ...

 

حســــرت خواهی خـــورد ...

 

روزی که در آغــــــــوش دیگـــــری...

 

بــــــا فکـــــــر کردن به مــــــن...

 

آرام می شـــــــــوی...

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم فروردین 1393 ساعت 20:31 توسط فرشته ی زمینی |


غریبه....

آهای غریبه حواست بهش باشه!!!!!


اونی که کنارت داره زندگی میکنه و خیالش راحته....


یه نفر هنوزم داره با خیالش زندگی میکنه....

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم فروردین 1393 ساعت 20:8 توسط فرشته ی زمینی |


هیچگاه...


+ نوشته شده در سه شنبه پنجم فروردین 1393 ساعت 20:4 توسط فرشته ی زمینی |


تنگ است دلم....


+ نوشته شده در سه شنبه پنجم فروردین 1393 ساعت 19:56 توسط فرشته ی زمینی |


رفتنت...

                                                                        رفتنت....

نبودنت...

نامردیت..

هیچکدام اذیتم نکرد!

واسم سوال نشد!

فقطیه بغض داره خفم میکنه!

چجوری نگات کرد که منو تنها گذاشتی؟؟!

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم فروردین 1393 ساعت 19:55 توسط فرشته ی زمینی |


من دخترم...

مـטּ בُפֿـتر هـستـم و تـو مـَرد !!


امـــآ …


نـگرآטּ نبـآش بـہ ڪســے نـخوآهـَمـ گـفـت ڪہ


در پس ِ مـشڪلآت و درد هـآیـے ڪہ


تـو بـرآیـمـ سـآخـتـے و تحمـل ڪردمـ …


در پس ِ نـآمردے و نـآمـهربانے هـآیـے ڪہ دیـدمـ و دَم نـزدمـ …


در پس ِ بـے مـعرفـتـے هـآیـے ڪہ دیدمـ و


معرفت هــآیـے ڪہ بہ خـرج دآدمـ ،


مـטּ مــَرد تــَر بـودمـ !

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ساعت 1:56 توسط فرشته ی زمینی |


غریبه...

هــــــی غریبـــــــ✘ــــــــه!!قـــــــــیافت خیلـــــــــــی آشـــــــــناســـت !!مـــن و تـــــــو قبــــــلا جایــــــــی همـــــدیگرو ندیــــــدیــــم؟؟آهـــــــــــــان ... یـــــــادم اومـــــدیــــــــه روزایــــــی یه خاطـــــــــره هایـ ـ ـی باهـــــم داشـــــــتیمیادمــــــــــه اونمــــــوقع دم از عشــــــق میـــزدیهـــــــه... انـــــــقد مــــات نگــــــــام نکــــنعشـــــــــقت حـــــــسودیش مــــــیشه✘!

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ساعت 1:54 توسط فرشته ی زمینی |