زندگی از آنچه که می اندیشی زیباتر است

تــو فقـط بـیــآ...


آغــوش مـردانه اتـــ ،


امــטּ ترین جــآے دنـیـــآست!!!
 


امـّـآ امـشبـــ هـیچ نـمے خـوآهـمــ...
 


نــﮧ آغـوشـتـــ رآ ،
 


نـﮧ نـوازش عـآشقـآنـه اتـــ رآ ،
 


نـﮧ بـوسـه هـآے شـیریـنتــــ ،
 


نـﮧ دستـــ کشیدن بین موهآے پریشـــآنمــ را ،
 


فقـطـ بـیـآ ...
 


مےخـوآهـم نگــآهتــــ کنمـــ !
 


هـمیــטּ کـآفـی استـــ ،
 َ


بـرآے آرامـش قلبـ بـے قـرآرم!
 




 

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ساعت 16:46 توسط فرشته ی زمینی |


تو دختر شدی ...

 


تو دختر شدی ... 

نه برای در حسرت ماندن یک بوسه ... 

خلق بوسه ای از جنس ارامش ... 

تو دختر نشدی .... 

که همخواب ادم های بیخواب

شوی ... 

دختر شدی که برای خواب کسی 

رویا شوی ...

تو دختر نشدی که ... 

در تنهاییت حسرت اغوشی عاشقانه را داشته

باشی ... 

دختر شدی تا اغوشی در تنهاییه عشقت

باشی ... 

نه برای چشم های هرزه ای که ... 

پاکی تو را ارزان میخرند ... 

دختر باش و مغرور .... 

عروسک نباش ... 

در دست کولی های عروسک باز ... 

پاکی ات را ارزان نفروش ... 

به دورگردهای عروسک پرست ...

هر کسی لایق عاشقانه هایت نیست ... 

صحبت از ارزش توست و لیاقت ادم

ها ... 

پاک باش ... 

و پاک بمان برای کسی که لایق

توست


نه برای در حسرت ماندن یک بوسه ... 

خلق بوسه ای از جنس ارامش ... 

تو دختر نشدی .... 

که همخواب ادم های بیخواب

شوی ... 

دختر شدی که برای خواب کسی 

رویا شوی ...

تو دختر نشدی که ... 

در تنهاییت حسرت اغوشی عاشقانه را داشته

باشی ... 

دختر شدی تا اغوشی در تنهاییه عشقت

باشی ... 

نه برای چشم های هرزه ای که ... 

پاکی تو را ارزان میخرند ... 

دختر باش و مغرور .... 

عروسک نباش ... 

در دست کولی های عروسک باز ... 

پاکی ات را ارزان نفروش ... 

به دورگردهای عروسک پرست ...

هر کسی لایق عاشقانه هایت نیست ... 

صحبت از ارزش توست و لیاقت ادم

ها ... 

پاک باش ... 

و پاک بمان برای کسی که لایق

توست
 
 
عکس های عاشقانه ی غمگین و دخترانه ی زیبا
 
+ نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور 1393 ساعت 21:18 توسط فرشته ی زمینی |


چه شد...

راستی مگر خدا مارا برای هم نیافریده بود


مگر خودش ما را سر راه هم قرار نداده بود


مگر زمین و زمان دست به دست هم ندادند که ما به هم بیاییم"


پس چه شد که " نخواستم ات "


چه شد که " نخواستی ام "


چه شد که " نشــــد "


چه شد که یک قدم هم با هم راه نیامدیم 


"ما" یی که آنقـــــــــدر به "هم" می آمدیم


چقدر دلم تنگ شده برای آن روزها


آن روزهایی که هیچ وقت نیامدندََ

 

عکس خیانت. خیانت. جدیدترین دست نوشته ها.سایت خیانت.وبلاگ خیانت.دلشکستن

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور 1393 ساعت 21:10 توسط فرشته ی زمینی |


ﭘﺴﺮﮎ ...

 

ﭘﺴﺮﮎ ... .
ﮔﺎﻫﯽ ﺩﺧﺘﺮﮎِ ﻗﺼﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ
ﺑﺎﻧﻮﯼِ ﻣﻦ
ﺻﺪﺍ ﮐﻦ!
ﮔﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺠﻠﻪ ﯾﺎ ﺑﺎ ﺣﺮﺹ! ﺍﺳﻤﺖ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ
ﺁﺭﺍﻡ ﺑﮕﻮ:
ﺟﺎﻧﻢ؟
ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﭼﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﺎ ﺷﺮﻡ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ:
ﺟﺎﻧﺖ ﺑﯽ ﺑﻼ ... .
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﯾﮏ ﺟﻌﺒﻪ ﺷﮑﻼﺕ ﯾﺎ ﭘﺎﺳﺘﯿﻞ
ﺑﺨﺮ
ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﻨﺸﯿﻦ ﻭ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻦ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﺍ ... .
ﮐﻪ ﺫﻭﻕ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﻌﺒﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ
ﺷﯿﺮﯾﻨﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺨﺎﻃﺮِ ﺩﺳﺘﺎﻥِ ﺗﻮﺳﺖ ... .
ﭘﺴﺮﮎ ... .
ﺑﯿﺎ ﯾﮏ ﺭﺍﺯِ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻓﺎﺵ ﮐﻨﻢ:
ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ
ﯾﮏ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﻮﻕ ﻫﺎﯼِ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﺭنگی
 
 
عکس خیانت. خیانت. جدیدترین دست نوشته ها.سایت خیانت.وبلاگ خیانت.دلشکستن
 
 
+ نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور 1393 ساعت 21:8 توسط فرشته ی زمینی |


بانو...

 

َﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻨﺖ ﺭﺍ ﻋﺮﯾﺎﻥ

ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎﻧﻮ ! ﺑﻠﮑﻪ

ﻟﺒﺎﺱ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﺮ ﺗﻨﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ... ﺑﻔﻬﻢ ﻋﺸﻖ ﺍﮔﺮ

ﻭﺍﻗﻌﺎ

ﻋﺸﻖ

ﺑﻮﺩ ﻟﺬﺕ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻟﺐ ﺩﺍﺩﻥ

ﺑﻮﺩ ...

ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ

ﺣﺘﯽ

ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺮﻕ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ

ﻣﺴﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﻭ ﻫﻤﺨﻮﺍﺑﯽ

ﻧﯿﺴﺖ ... ﺧﻼﺻﻪ ﺭﻓﯿﻖ ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺩﺭﺩ ﻧﯿﺎﻭﺭﻡ ﺍﮔﺮ

ﻋﺸﻘﺖ

ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﻟﺬﺕ

ﻣﯿﺒﺮﯾﺪ

ﭼﻮﻥ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻫﺴﺘﯽ ﺟﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻗﻠﺒﺶ ﺛﺎﺑﺖ ﻭ

ﺩﺳﺖ

ﻧﺨﻮﺭدست !!

ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﻔﺖ ﻗﻠﻢ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ

ﺧﻮشگلتر ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﺮﺩ .

ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺗﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ

ﺣﺎﮐﻢ ﺫﻫﻦ ﺍﻭ ﻫﺴﺘﯽ ...

ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺎﻟﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ

ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ; ﮐﻪ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺗﻮﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﯼ

ﺗﺎ

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎﻫﺘﻪ ﻭ ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺶ ﺗﻮ

ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﺑــــــــــــــــــــــــــــــس
 
عکس خیانت. خیانت. جدیدترین دست نوشته ها.سایت خیانت.وبلاگ خیانت.دلشکستن
 
 
 
 
+ نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور 1393 ساعت 21:2 توسط فرشته ی زمینی |


َخدایا بیخیال...

 

َخدایا بیخیال...
میدانم گناه است،اما من عاشق این گناهم،
گناه هم آغوشی با او...
خدایا بیخیال!
من بوی تن او را می خواهم.
زل زدن به چشمای قشنگش برایم تمام لذت هاست.
شیرین ترین گناه زندگی ام چشیدن لبان ســـرخ اوست...
ما می خواهیم با هم به جهنم تو بیاییم..
قسم به خودت که با عشــــق،
جهنم تو بهشت می شود برایمان
 
+ نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور 1393 ساعت 20:57 توسط فرشته ی زمینی |


بگذار"ساده "بگویم...

بگذار"ساده "بگویم

می ترسم...

از روزی که فرزندم بگوید :

مادر از خاطرات "عاشقانه" ات بگو !

و من "ته دلم "

یاد خاطراتی بیفتم که....

مخاطبم پدرش "نبود" ....!

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 ساعت 18:54 توسط فرشته ی زمینی |


گاهی وقتها...

گاهی وقتها دلم که میگیرد..... بر بالای بلندی می ایستم و با تمام قدرتم فریاد میزنم: خدا ا ا ا ا ا ا ا ممنون که هستی و مثل آدمات تنهام نمیذاری!!!

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 ساعت 18:49 توسط فرشته ی زمینی |


تبلیغ....

توجه....توجه!!!!

خرید شارژ ایرانسل همراه اول رایتل

پرداخت قبوض و....

در

ARZUN.TK

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 ساعت 14:32 توسط فرشته ی زمینی |


دوستت دارم...

 


دوستت دارم ...

با تمام بدی ها که به من روا داشتی و حس دوست داشتنم که از

گفتنش پروا داشتی دوستت میدارم ...

هرچند که میدانم بازیچه ات گشته ام ...

هرچند که میدانم به دوست داشتنم نیازی نداری ...

دوستت میدارم ...

مهم نیست که در کجای خاطراتت مرا گذاشتی و رفتی ...

مهم نیست اگر بر حریم خلوتم پا گذاشتی و رفتی ...

مهم این است که رد پای من هنوز روی ذهنت باقیست ...

مابقی هرچه هست و نیست مقابل عشق من فانیست ...

دوستت دارم ولی میدانم که دوستم نخواهی داشت!!!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393 ساعت 21:19 توسط فرشته ی زمینی |


تمام دنیا...

تمام دنیا هم که بگویند تو مال ِ من نیستی،

باز هم این دل ِ زبان نفهم،

بهانه ات را میگیرد !!

 

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ساعت 21:4 توسط فرشته ی زمینی |


دلم برات نتگ شده...

 دلم برات تنگ شده….. اما من… 

من ميتونم اين دوري رو تحمل کنم…


به فاصله ها فکرنميکنم …… ميدوني چرا؟؟

آخه … جاي نگاهت رو نگاهم مونده ….


هنوز عطر دستات رواز دستام ميتونم استشمام کنم….

رد احساست روي دلم جا مونده …


ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم ….. 

چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن…

 

تقدیم به بهترینم...

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ساعت 21:3 توسط فرشته ی زمینی |


وقتی نیستی...



♥ وقــتی نیستـــ..!!♥

♥به قــول یکی..♥

♥یک جوریم....یکــ جـــور نا جــور......!!♥

♥دلــــــــم..!! ♥

♥خوب دلـــ است دیگــر .. دســت خودم کــه نیستــ..♥

♥تنگ میشود برایـــت..!!♥   

 

http://mj9.persianfun.info/img/92/9/Namayesh-Ehsas17/05.jpg

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ساعت 20:53 توسط فرشته ی زمینی |


خدایا خسته ام...

خدایا...دهانم را بو کن!...ببین...بوی سیب نمیدهد! من هیچ وقت حوایی نداشتم که برایم سیب بچیند! میدانی یک آدم بدون ِحوایش چقدر تنها میشود؟! میدانی محکوم بودن چقدر سخت است وقتی که گناهی نکرده باشی و حتی سیبی را نبوییده باشی؟! میدانی حوای بعضی از آدم هایت میگذارند و میروند؟! میدانی که میروند و جلوی چشم آدم، حوای دیگری میشوند؟! نمیدانی! تو که حوا نداشته ای هیچ وقت! ولی اگر میدانی و باور کرده ای خستگی ام را، این آدم را ببر پیش خودت!.

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ساعت 20:8 توسط فرشته ی زمینی |


تصمیم بگیر...

می آید ...

نمی آید ...

می آید ...

نمی آید ...

می آید ...

و گلبرگها تمام میشود !

می آید !!!

اما به کجا ؟

به دلم !؟

خدا کند که نیاید ....

نمیخواهم خجالت زده باشم ،

که دیگر دلی برای مهمان نوازی نمانده !

کاش به جای شاخه ای گل

تقدیر را در دستانم میگذاشتند

و میگفتند :

بیاید یا نیاید؟

تصمیم با توست !

و من چه تصمیم بکری میگرفتم

وقتی که میگفتم:

                                      بماند !

                                             تنها همین .....!

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 ساعت 13:57 توسط فرشته ی زمینی |


هیس...

 

هيس...!

دخترها فرياد نمي كشند

درد ميكشند......

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 ساعت 13:49 توسط فرشته ی زمینی |


مغرورم....

مـَـغرورمــ ـــ !؟عـشقمــ ــ مـیـڪشہ .. ! 

تـنـہــ ـامــ ــ !؟ بہ פֿـوכمــ‌ ــ مـربـوطہ .. !

از بـعـضےـآ مـُـتـّـنفرمــ ــ !؟ פֿـوכِشوטּ פֿـوآستـטּ .. !

بـعـضےـآ رو فـرآمـوش ڪرכم !؟ حــ ـآفظہ ـے פֿـوכمـہ .. !

مـثـل بـَچہ هــ ـآ هـستمــ ــ !؟ כوس כآرمــ ــ .. !

لـجبــ ـآزمــ ــ !؟ عـّـ ـآرّه چــِـجــــــورَمــ ــ .. !

ڪینہ ایـَـمــ ــ !؟ بـہ شـُـمــ ـآ ربـطے نـכآاآاآاآاآره .. !

سـنگـــכِلـمــ ــ !؟ چہ بـہـتـر .. !

از مـَـטּ פֿـوشـِـتـــ نـمـیــ ـآכ !؟ مـگہ مـجـبـورتـــ ڪَرכمــ ــ !

قـراره مـثلہ تـو بــ ـآشـمــ ــ !؟ نـــــــ ـــــ ــــ ـــ ــ ـوچ .. !

قـآبـل تـحمل نیـستـمــ !؟ اجبـآرـے بہ تحملمــ نـیـستــ !

رآه بــ ـآز جــ ـآכّه כِراز .. ! هــــ ـــ ــ ـرّررّررّرـے ..

تــآ حـآلــآ بــﮧ هَــر چــے خــوآستَـم رسیــدَم . . .

هَــر چیزیَــم نَــנآرم بــدوכּ نَخــواستَـــم . . .

خُــلــآصــﮧ بفَهــم کُجــآیــﮧ کــآرے . .

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام تیر 1393 ساعت 21:36 توسط فرشته ی زمینی |


بهونه که می گیره...

بهونه که می گیره
نق که میزنه 
بی حوصله که میشه
یعنی دل تــــنــــگـــه 
قهر که می کنه
لوس که میشه 
یعنی بـــــــــــــــی تـــــابـــــــــــــه
یعنی کــــــــــم دارتت 
به همین سادگی !!!
زیاد پیچیده نیست 
فهمیدنِ حالِ زنی که عــاشق شده . . . 

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ساعت 19:7 توسط فرشته ی زمینی |


بانو...

کور باش بانو...

 

نگاه که میکنی میگویند "نخ داد"

عبوس باش بانو...

 

لبخند که میزنی میگویند " پا داد"

لال باش بانو...

 

حرف که میزنی میگویند "جلوه فروخت"

 

...شاید دست از سرمان بردارند...شاید...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ساعت 13:59 توسط فرشته ی زمینی |


در ذهن من...

دَر ذِهن ِ زَنـآنـﮧے مـَن ..

.مـَرد یـَعـنـے تـِکـیـﮧ گـآهـے اَمـن

یـَعـنـے بـوسـﮧ اے اَز روے دوست دآشتـَن

، بــِدون ِاَنـدَکـے شـَرم !

دَر ذِهـن زَنآنـﮧے مـَن ...

مـَرد یـَعـنـے کـوه بـودَن ..

 پـُر اَز سـِخـآوَت ،

 پـُر اَز حـَیـآے مـَردآنـﮧ دَر کـِنـآر ِ ایـن اُبـُهـَت

، لـوس شـُدَن ـهـآے کـودَکـآنـﮧ ! :)

دَر ذِهن ِ زَنـآنـﮧے خـوش ـبـیـن مـَن ...

مـَرد یـَعـنـے دوست مـےـدآرَمـِت ،

 تـو هـَر لـَحـظـﮧ بـآ مـَنـے!

تـو مـَردے ..مـَن بـے تـو بـآ تـَمـآم آفـَریـنـِش بـےگـآنـﮧاَم!

کـآفـےـست دَست ِ رَد بــِزَنـے!مـےـرَوَم پـے زِنـدِگـے اَم ،

 بـَرآے آرآمـِشَت تـآ بــِدآنـے چــِقـَدر مـُحـتـَرَم َـست ایـن

آسـآیــِشـَت ..

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ساعت 13:56 توسط فرشته ی زمینی |


روزی میرسد...

یه روزی میرسه زنگ میزنی بهم و میشنوی: مشترک مورد نظر در حال مکالمه است... این تلافی اون همه پشت خط موندنام...

 

ی روزی میرسه اس ام اس میزنی ک دلم گرفته و منم بهت هیچ جوابی نمیدم و بعد چند ساعت یه اس ام اس رایگان میدم ... این تلافی همه اون بیخیال بودنات...

 

یه روز میرسه ک زنگ میزنی و با بی میلی میگم: بعدا بهت زنگ میزنم ... این تلافی همه اون بی محلیات....

 

یه روزی میرسه ک بهم زنگ میزنی میگی عشقم و منم توی جواب بهت میگم عشقت نیستم... این تلافی روزایی ک بهم میگفتی عاشقت نیستم...

 

و در آخر ی روزی میرسه کی میگی دارم میمیرم و من میگم مزاحمت نمیشم راحت باش .... این تلافی روزهایی که مردم و بیخیالم بودی ..

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ساعت 18:36 توسط فرشته ی زمینی |


مرگ...

تصور کن روزی بهم

پیام بدی و جواب ندم!

زنگ بزنی و تعجب کنی چرا جواب نمیدم

و روزی دیگه زنگ بزنی و یکی از خانواده ام جواب بده بگه بفرمایید؟

و تو بگی کجایی؟؟!

بگه منظورت اون مرحومه؟؟؟؟

چیکار میکنی؟ داد میزنی؟ گریه میکنی؟

اونوقت میگه امروز 4 روزه دفنش کردیم

اون لحظه چی میــــــــگی؟

تا وقتی امروز کنارتم سعی کن دوستم داشته باشی

چون ممکنه روزی بیاد و من نباشــــــم...

دیروز یکی رو دفن کردن امروز یکی و فردا هــــم من....

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ساعت 17:46 توسط فرشته ی زمینی |


دلم...

دلم

دلــــــــم بــالکـــنــــی می خــواهــد رو بــه شــهــر . . .

و کــمـی بــاد خــنــکــــ و تــاریــکــی . . . !!!

یــک فــنجــان بــزرگـــــ قــهــوه . . .

یــکـــ جــرعــه تـ ـــ ـــو . . .

یــکـــ جــرعـه  مـ ـــن . . .

و ســکــوتـــی کــه در آن دو نـــگـــاه گـــره خــورده شــدن . . .

بـــی کــلام . . .

مـــیــدانــی . . . ؟

دلـــــم یــکـــ مـ ــن مـی خــواهــد بــرای تـ ــ ــو  . . .

و یـــکــ  تـ ــ ــو  تــا ابـــد بـــرای  مـ ــ ـن . . .

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم خرداد 1393 ساعت 13:21 توسط فرشته ی زمینی |


من زنم...

مـن یـک زنـم

هـر چـقدر هم تربیتم باعث تفاوت من با همجنسام شده باشه
مـن یـک زنـم


نیـاز دارم به مرد بودنـت


مرد بودن به این نیست که تو میگی فشار روته چون مردی و میخوای کسی باشه


مرد بودن به این نیست که از یه زن بخوای اجازه بده بهت که جز اون زن دیگه ایی به هر عنوان تو زندگیت باشه


مرد بودن اینه که اذیت هم که میشی بخاطر معشوقت تحمل کنی


حالا که تو اینجوری نیستی پس
من یه مـردم


تحمل میکنم اذیت شدن خودمو که تو اذیت نشی


تو هم هرکار دوست داری بکن عشق من


مـن یـک زنـم امـا مـردتـرم قـبول کن!!!

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم خرداد 1393 ساعت 13:17 توسط فرشته ی زمینی |


آرزوی محال...

خدایا...

من میدانم

تو هم میدانی

که شدنی نیست...

حتی اگر معجزه کنی

باز هم...

او یک آرزوی محال است...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393 ساعت 21:57 توسط فرشته ی زمینی |


لعنتی...

 

 

لعنتی

بند بند تنم پاره میشد

وقتی...

بند بند لباست را برایش باز میکردی

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393 ساعت 21:47 توسط فرشته ی زمینی |


فاجعه....

فاجعــــه یعنى…
آنقدر در تو غــرق شـــده ام
که از تلاقـــى نگاهـــم بادیگرى احســـاس خیانــت میـــکنم!!
عشـــق یعنى همین…

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393 ساعت 21:10 توسط فرشته ی زمینی |


خدیا اشتباه کردم...

خُـــدایـــا ! عَجـبـــ اشتبـــاهــی کـــردمــ کـِــه گفتـــمــ
خــودتـــ مــواظبــش بـــاش

تـــو بــَـرِش گــــردانـــ ، مـَــن خـــودمــ مـــواظبــش هَستــــمــ

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 ساعت 1:39 توسط فرشته ی زمینی |


کاش در کودکی میماندیم....

گاهی دِلَتــْــ از زَنانگـے مـے گیـرَد

میخواهــے کودَکــْ باشے

دُختـر بَچـه اے کــه بـه هَـر بَهــآنـه اے بـه آغوشـے پَنـاه مے بَـــرَد

و آسوده اشکــ مــے ریــزَد

زَטּ ،کـه باشـے

بایـد بُغضـهاے زیـادے رآ بــے صــدا دفــטּ کُنــے

+ نوشته شده در شنبه دهم خرداد 1393 ساعت 1:47 توسط فرشته ی زمینی |


دختر که باشی...

ﺩﺧﺘــــــــــﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻪ :

ﺩﻭﺳﺘـــــــــــــــــــــﺖ ﺩﺍﺭﻡ !

ﺑـﺎﺯﻡ ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ : ﺩﻭﺳـــــــــــــــﻢ ﺩﺍﺭﯼ ؟

ﻭ ﺗﻪ ﺩﻟﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯿﻠﺮﺯﻩ !

ﺩﺧﺘــــــــــﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭﻡ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺎﺷﯽ ،

ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﯿﺸﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﻣﯿﺸﻦ !

ﻫــﺮ ﻭﻗﺖ ﮐــﻪ ﺻﺪﺍﺕ ﻣﯿﮑﻨﻪ :

ﺧﻮﺷـــــــــﮕﻞﻡ

ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯿﺸﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﺯﯾﺒﺎﯾــﯽ !

ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺧﺘــــــــــﺮ ﮐــﻪ ﺑـﺎﺷــﯽ

ﻫﻤـــﻪ ﯼ ﺩﯾﻮﺍﻧــــــــﮕﯽ ﻫــﺎﯼ ﻋﺎﻟــﻢ ﺭﻭ ﺑـــــــــﻠﺪﯼ . . .

+ نوشته شده در شنبه دهم خرداد 1393 ساعت 1:43 توسط فرشته ی زمینی |